تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

488

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

ابن قتيبه در كتاب المعارف ) كه مزدكيان اين امر را به كواذ پيشنهاد كرده بودند ، در مقام و مناسبتى كه تاريخى نيست ايراد شده است و همچنين حكايتى كه ابن الاثير ( ج 1 ص 314 ) و ابو الفداء ( ص 88 ) نقل كرده‌اند كه كواذ مىخواسته است مادر خسرو را به مزدك بدهد و خسرو فقط با بوسيدن پاى مزدك توانست مادرش را نجات دهد حاجتى به ردّ و تكذيب ندارد . با اين حكايت خواسته‌اند ، بىآنكه لازم باشد ، براى كينهء خسرو به اين نودينان علّتى شخصى پيدا كنند ، و نيز اين حكايت مبنى بر نوعى ديد تأسف‌آور عامه است كه به نوآوران ، همه نوع پستى و رذيلت را نسبت مىدهند . روايتى كه بيرونى ( ص 209 ) نقل كرده است و به جهت افتادگى زياد نسخه ناقص مانده است ارزش كمترى دارد . به‌هرحال يوسوئه‌ستوليتس ( يوشع ستون‌نشين ) و پركپ ( جنگ ايران 15 ) حق داشته‌اند مضمون آئينى را كه كواذ رواج مىداد اشتراك در زنان بدانند ؛ فردوسى نيز جز اين چيزى نگفته است . امّا آنچه آئين مزدك را از كمونيسم و سوسياليسم نو سخت جدا مىسازد ، تا آنجا كه مربوط به عقايد احزاب واقعى اين عقايد است نه به رؤياها و خيال‌بافىهاى بعضى افراد ، دينى بودن آئين مزدك است « 1 » . تا آنجا كه ما مىتوانيم بدانيم در تعاليم مزدك صداقت و صميميّت عميق دينى وجود داشته است و اين مطلب از گزارش ( ب ) طبرى روشن مىگردد : « او گفت اين از نيكوكارى است و خداوند آن را مىپسندد و به آن پاداش مىدهد كه . . . » ( رجوع شود به فصل سلطنت خسرو انوشروان ) و بيشتر از آن از بيان فردوسى نيز ظاهر مىشود كه بيانى ناشى از دشمنى سخت با يك مرتدّ دينى است . مزدك بنا به بيان فردوسى مىخواست ( به تعبير عقايد دين پارسى ) همهء شرور را به ديوهاى رشگ و خشم و آز نسبت دهد ، اين ديوان آن برابرى را كه خداوند خواسته بود از ميان برداشته بودند . منطق به ظاهر محكم آئين انسان‌دوستى او ، با آنكه طبيعت انسان‌ها را عميقا در نظر نمىآورد ، و

--> ( 1 ) - در تمام حوادث مشابهى كه در مشرق‌زمين روى داده است حال بر اين منوال بوده است ؛ رجوع شود به مقالهء غير تخصصى من در مجلّهء دويچه روندشاو ، فوريهء 1879 ؛ ص 284 .